ابراهيم عاملي ( موثق )
248
تفسير عاملي ( فارسي )
و ز هر دستاويزى جدا ماندهاند 167 و آن پيروان گويند : اى كاش نوبت ما شود تا چنان كه اين پيشوايان ز ما دورى مىكنند ما ز ايشان دورى كنيم . به اين گونه كارهاى آنها را خداوند افسوس و پشيمانى براىشان كند و هرگز رهائى ز آتش ندارند . سخن مفسّرين : * ( مِنْ دُونِ اللَّه أَنْداداً ) * - 165 طبرى : از قتاده و مجاهد و بيشتر مفسّرين نقل است : مقصود از اندادا بتهاى آنهاست در مجمع البيان از سدّى نقل كرده است كه مقصود رؤساء و پيشوايان است كه فرمانبر آنها بودهاند و روايتى از امام باقر ع نقل كرده است كه فرموده مقصود پيشوايان ستمكار است و پيروان آنها . * ( وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا ) * - 135 كشف نوشته است : خواجهى انصارى گفته است : اگر مؤمنان و دوستان خداى را در همهى قرآن همين آيت بودى ايشان را شرف و كرامت تمام بودى كه ربّ العالمين ميگويد : ايشان مرا دوست دارند . گويند كه مردى بزنى عارفه رسيد و جمال آن زن در دل آن مرد اثر كرد گفت اى زن ، من خويشتن را از دست بدادم در هواى تو . زن گفت چرا نه در خواهرم نگرى كه از من با جمالتر است و نيكوتر ؟ گفت كجا است آن خواهر تو تا به بينم ؟ زن گفت : برو اى بطَّال « 1 » كه عاشقى نه كار تو است اگر دعوى دوستى مات درست بودى تو را پرواى ديگرى نبودى . شبلى گفت : تصوّف از سگى آموختم كه وقتى بر در سرائى خفته بود خداوند سراى بيرون آمد و آن سگ را ميراند و سگ ديگر باره باز ميآمد . گفتم چه خسيس باشد اين سگ وى را ميرانند و همچنان باز ميآيد . ربّ العزة آن سگ را بآواز آورد تا گفت : اى شيخ كجا روم كه خداوندم اوست .
--> ( 1 ) بيهودهگو و ياوهسراى .